تبلیغات
>> ریش سفید علامه - قهرمان شدیم ، هورا هورا
چهارمی با غیرت ، حمایت حمایت

نگارش در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط کورش

سلام به همه دوستای گلم
حالتون خوبه ؟ دیگه کم پیدایین ، تحویل نمیگیرین ما رو
امشب هم آخرین مهلت مسابقه است و تا الان که این متن رو می نویسم 11 نفر شرکت کردن ، که چند نفر هم جواب درست رو دادن ، نتیجه ها هم شنبه اعلام می کنم .

امروز روز خوبی داشتیم ، همراه با بارون بهاری و قهرمانی
بعد از قهرمانی مسابقه طناب کشی که در اوایل سال داشتیم ، امروز نوبت قهرمانی والیبال بود

قبل از اینکه بریم سراغ حواشی و گزارش بازی ، از همتون به خاطر نداشتن عکسهای بازی عذرخواهی میکنم ، اونم به خاطر این بود که بازی در مدرسه انجام شد و عکس گرفتن مقدور نبود ، اما عوضش یه گزارش مفصل میدم

حالا دیگه بریم واسه بازی و حواشی اون

ما امسال ، از اول سال چیزی به عنوان ورزش نداشتیم ، در واقع یک زنگ داشتیم که همون اول سال به قول سعید تعطیلش کردیم

با وجود این ، هم در فوتبال و هم در والیبال تونستیم حریفامون رو پشت سر بذاریم و به فینال برسیم .
امسال هم بر روال هرسال در رشته والیبال تیمی به نام (( تیم دبیران )) داشتیم که متشکل بود از دبیران ، معاونان ، مشاور و حراست مدرسه
که نماینده و ستاره تیمشون ، دبیر ورزش بود که نیک کباده میکشد

بعد از اینکه در نیمه نهایی بچه های 201 رو پشت سر گذاشتیم ، و در فینال مقابل تیم دبیران قرار گرفتیم ،، در برنامه صبحگاهی ، مجری برنامه بعد از اینکه اخبار ورزشی رو اعلام کرد ، از نماینده تیممون آقا سینا ( مدل ) و نماینده دبیران ( دبیر ورزش ) خواست برای ترتیب یه کنفرانس مطبوعاتی جنجالی به بالای سِن برَن . ( چون از اول دبیرستان تا حالا این دو تا با هم کل کل دارن )

اول با نماینده دبیران مصاحبه کرد ، که یکی دیگه از اعضای تیم دبیران در کنار اون حضور داشت .
ایشون هم بعد از کمی کُری خوندن ، چند تا شعار دادن و گفتن : قهرمانی ماله صاحبشه ، آرزو بر جوانان عیب نیست و ... 
بعدش نوبت به آقا سینا رسید که حرفاش مثل بمب کل بچه ها رو ترکوند و هر دو عضو تیم دبیران که اون بالا بودن ، مات و مبهوت مونده بودنو نمیدونستن چی بگن .

سینا با تمام جدیت اون بالا گفت :
وقتی ما به فینال رسیدیم و گفتن با تیم شما بازی داریم حسابی جا خوردم ، آخه فکر کردم که تو همون دور مقدماتی حذف شدین ، آما وقتی رفتم جدول بازیها رو دیدم ، دیدم که واقعا تو گروه آسونی بودین ، نمیدونم بر حسب قرکشی بوده یا ...
اما امیدوارم برحسب قرعه کشی تو اون گروه قرار گرفته باشین .
اما باز خوبه که تا اینجا تونستین بالا بیاین و عنوان دوم رو نصیب خودتون بکنید ، اینم بگم که ، فینال دیگه آسون نیست.
دو تا توصیه برای شما آقای x ( دبیر ورزش ) و همچنین شما آقای y ( معاون پرورشی ) دارم .

اول برای شما آقای x
تو بازیهای قبلی کسی نبود توپ های شما رو دفاع کنه ، اما تو این بازی آقای قهار ، بازیکن تیم ملی ، تمام توپ های شما رو دفاع می کنه و بهتره به دنبال یه راهکار تازه باشین .


وشما آقای y
به زبون محلی میگم که شما شاف الخیری بالا اومدین ، از همین الان به دنبال روغن ماهی باشین تا روز مسابقه دستاتون رو خوب نرم کنید ، چون یه اِسپک زن حرفه ای داریم که اونم خودمم و مواظب باشین که موقع دریافت دستاتون نشکنه .

اینجا بود که همه سینا رو تشویق کردنو براش دست زدن

و بالاخره نوبت بازی شد

امروز ، زنگ سوم ، در حالی که رابون می رابید ، تیم دبیران با حاشیه فراوان و لباسای یک دست آبی ، وارد زمین شدن و شروع کردن به گرم کردن ، حدود 5،6 هزار تماشگر هم اومده بودن بازی رو از نزدیک ببینن و جالبتر اینه که همه 401 رو تشویق می کردن ( آخه خیلی مردمی ایم )
داور رو تعیین کردن و بازی شروع شد ;
با سه تا حرکت ، کلی امتیاز ازشون گرفتیم تو سِت اول

سعید س -----> سرویس
قهار + حسن wade   ------> دفاع
سینا + حسن wade  ------> اِسپک

تیم دبیرا هم هی خراب می کردنو سر خودشون داد میزدن
لیدر تیم هم که خودم بودمو
حسابی کفریشون کردم

23 امتیاز گرفته بودیم که اونا یه ضربه زدن و سرخط خوابید ، اما داور گفت : بیرون
اینجا بود که اوج درگیری شروع شد
فکرشو بکن ، زیر بارون ، تیم دبیرا عقب و داغون ، یه امتیاز هم داور به ضررشون گرفته باشه ...
هَی وای من ، هَی وای من
سه ، چهار تا از این دبیرا سر داور بدبخت داد و بیداد کردن و خواستن بکشنش ( بابا این چه کاریه آخه ، داوره بابا ، حالا یه اشتباه هم فوقش بکنه . چه طور سالهای پیش که با همین داورا قهرمان می شدین ، بد نبود ؟ بگذریم ) داور یه کارت زرد به یکیشون نشون داد و به دستیارش گفت که ثبتش کنه ، یهو هجوم اوردن سر داور ، دفترشو گرفتنو پرت کردن ، وای وای
( اینجا بود که یهو داد زدم : الو الو 125 ...  که همه بچه ها باهام همراهی کردن ، آیدونُم بچه ها علامه
)
داور هم صوتش رو زمین زد و رفت کنار ،  و مجری پرحاشیه صف  رو به عنوان داور گذاشتن و امتیاز هم قبول نکردن ، بچه ها ما هم که تیم دبیرا رو تیم دست و پا بسته ای میدونستن ، زیاد اعتراض نکردنو گذاشتن خوش باشن .
سِت اول تموم شد و ما بردیم .
زمینا رو عوض کردن و سِت دوم رو شروع کردن ، در حالی که بارون تندتر شده بود و زمین هم ، زمین واتر پلو شده بود .
بچه ها تیممون خواستن بازی رو نگه دارن تا بارون کمتر بشه ، اما دبیرا نه اینکه تیم ملی برزیل بودن رضایت ندادن و خواستن بازی ادامه پیدا کنه .
ست دوم  رو هم بردیم و با برنده شدن در دو ست متوالی قهرمان شدیم و کل علامه ریخت وسط زمین و رقص و ...
هورا ، هورا
ما هورا شدیم ، آیدونم

قبل از بازی نماینده تیم دبیرا سر شام شرط بندی کرده بود ، بنده خدا خیلی هم دلش خوش بود که دلی از عزا در میاره ، صابون لوکس بیهوده ای به شکمش زده بود
حالا همونطور که دوم تجربی ها سرحرفشون موندنو بعد از باخت در فوتبال ، ساندویچ ها رو دادن ، امیدواریم ایشون هم سر حرفشون بمونن
از آقا رائد ، مجری خوب برنامه صبحگاهی هم که این متن رو میخونه ، می خوام که روز شنبه علاوه بر کنفرانس مطبوعاتی و گزارش ویژه ، این نکته هم یادآوری کنن

به یه نتجه گیری جدید هم رسیدیم که ، آرزو  بر بزرگان عیب نیست

شنبه عجب صبح جنجالی ای خواهیم داشت

به تمام بچه هایی که باعث شدن قهرمان بشیم چه اونایی که تشویق کردن و چه اونایی که بازی کردن تبریک میگم .
یه خسته نباشید ویژه به حسن wade ، سعید س ( بنیل ) ، قهار و سینا میگم ، که از ارکان اصلی برد تیم بودن ، همچنین بقیه بازیکنا ( پویا ، میثم ، سعید ا ، محمدرضا ، محمد ش و سیامک جان ) که زحمت کشیدن .


با اینکه ورزش نداشتیم و تو هر دو جام به فینال رسیدیم و قهرمانی غرور آفرینی در مقابل تیم دبیران به دست اوردیم ، کار شایسته ای کردیم ، ایشالا که در فینال فوتبال هم بتونیم خوش بدرخشیم

تا شنبه ،  خدانگه دار ( بوووووووووووووووووووووووووووووووس )

هم اکنون نیازمند نظرات سبزتان هستیم




طبقه بندی: دست نوشته های ما، 

              نظرات ()