تبلیغات
>> ریش سفید علامه - یه روز ورزشی
چهارمی با غیرت ، حمایت حمایت

نگارش در تاریخ شنبه 7 اسفند 1389 توسط کورش

سلام به روی ماه همتون

این دفعه خیلی شرمندم کردین با نظراتتون ، وقتی اینجوری شما نظر میدین ، خودم عذاب وجدان میگیرم که دیر آپ میکنم


هرچند که نظرات پست قبلی خیلی جنجال برانگیز بود ، اما باعث دلگرمی من میشد ، چه اونایی که میومدنو منو تهدید میکردن چه اونایی که حمایت میکردن ، به هر حال من که خیلی از این حضور گسترده لذت بردم واسه همینم مراحل زیر رو با ظرافت دنبال کنید :
1 - کمی به صفحه ی مانیتور نزدیک شوید

2 - یکی از لپ های خود را به جلو هدایت کنید
3 - این بوسه منو با یکی از دستاتون از اینجا بردارین
4 - بچسبونید به اون لپی که جلو اوردید

5 - اون یکی دستتون هم جلو بیارین
                                                                    

6 - این سبد گل با تمام وجود تقدیم به شما ((** **))
                                                               ------                 -------
                                                                      l    @@    l
                                                                       -----------


حالا من یه سری توضیحاتی هم دارم که اول اونا رو میگمو بعد بریم سراغ پست اصلی
من تو پست قبلی 31 خط نوشتم ، که از 60 تا نظر 4 تا نظر مربوط به اون 30 خط بود 56 تا نظر مربوط به اون یه خط که چند تا دیگش هم تو پست یاقوت بود .

نکته ی 2 خیلی ها اومدن با من دعوا که چرا اسم بردی و اله و بله
من هیچ اسمی نبردم و کسایی هم که اسم میوردن ، نظراشون تاید نمیشد ، خیلی ها هم نمیدونم چرا  به یه نحوی خودشونو میچسبوندن به این ماجرا که بیان واسه دعوا و لشکر کشی ، هرچند اونا هم دلایله خودشونو داشتن ، اما این وب صرفا یه وب خاطراتی و تفریحی می باشد ( به قول یه نفر ) و قصد دعوا و توهین به کسی رو نداریم ، اما وقتی کسی تند برخورد میکنه مجبور میشیم که تند باهاش برخورد کنیم
، این وب هم متعلق به من نیست و من فقط یه نماینده از طرفه بچه ها کلاسمونم ، مطلبا و نظرا و همه چی به گوشه کل کلاس میرسه و همه در جریانن ، همچنین بعد از اون این وب به همه اونایی که اینجا سر میزننو و نظر میدن و حتی اونایی که حوصله نظر دادن رو ندارن تعلق داره ، پس منظور از ریش سفید من ، یا شخص خاصی نیست ، بلکه کل بچه ها کلاسمونه ، که امسال چهارمیم و بزرگترین پایه ی علامه ایم
و آخرین خواهش
بچه ها اگه نظری دارین که مربوط به پست x هستو ، تو پست های دیگه نذارید ، اگه هم سوالی یا چیزی هست رو سعی کنید تو آخرین پست ارسالی بذارید



خوب بریم سر جریان اصلی که بلکل داشت یادم میرفت

امروز یه روز ورزشی داشتیم ( مخصوصا خود من )
اول صبح که از خواب پا شدمو ساعتو دیدم ، وای چی دیدم ؟ 10 دقه بیشتر تا زنگ نمونده ، یعنی باید تو 10 دقه هم آماده میشدم ، هم صبحونه هم ... و هم میرسیدم به مدرسه ؟
اما خدا رو شکر با اینکه خیلی وقت بود ورزش نکرده بودم ، اما به یاد جوونیام به مدرسه هم رسیدم
کل بچه ها با هم  رفتیم کلاس ، یکی از بچه ها که امروز هم روز تولدش بوود ( آقا سعید تبریک داداش )
یکی نه 2 تا سورپرایز واسه کلاس داشت. چی بود ؟ ( تو ادامه متن میگم ، فعلا همراهمون باشین
)
همونطور که میدونید ، به قول یکی از دبیرا گلمون میدونید یا نه ؟ بگو آره ، د نشد ، بگو آره تا ادامه بدیم ، آفرین
داشتم میگفتم ، همونطور که میدونید ، شنبه ها در ظاهر دو زنگه ایم ، اما در باطن بی زنگه ایم
بذارید رو دور تند ...............
خوب رسیدیم زنگ دوم
زنگ دوم ، زنگی همراه با ورزش ، تفریح ، سرگرمی و ... بود
چشتون روز بد نبینه
، معلم اومد تو کلاس ، حالا موقع سورپرایزا بود ،یهو دو تا گنجیشک شیطون تو کلاس مشغول پرواز شدن ، البته این اولین باری نیست که بچه ها ما همچین کاری میکنن ، پارسال هم با یه دونه  ، سابقش رو داشتیم و فیلمش هم تو وب موجوده
تو این زمان بود که نرمش و ورزش شروع شد ، همه دنبال این دو تا از اینور کلاس به اونور میرفتن ، حرکات معلممون هم در نوع خودش جالب انگیز بود ، اگه حرکاتشو که برای گرفتن پرنده ها انجام میداد ، اسلومونشن کنی ، انگار داشت نرمش پروانه انجام میداد ( اغراق هم نداره )
بعد از اینکه  پرنده ها رو گرفتن و بردن کهریزک جو کلاس یکم آروم تر شد ، سرم تو لاک خودم بود ، داشتم تاریخ 2500 سال پیش رو میخوندم که یهو ، به قول طغرل خستگی بچه ها افتاده بود تو کمر و داشتن قرش میدادن  و میرقصیدن و شعرا بندری هم میخوندن.


تا  اینکه میریم میرسیم به ورزش اصلی
 ساعت 4:30 بود که
کلاسمون مسابقه فوتبال داشت  ، از اونجا که کلاس ما 22 نفره ، به طرز عجیبی 3 نفر بیشتر تو زمین حاضر نبودن ، تا اینکه با هزار زور و بدبختی 3 نفر دیگه هم جور شد ( یکی از اوج خواب بیدار شد خودشو رسوند ، یکی دیگه از سر کلاس زبان اومد و ... ) جونُم غیرت ، جونُم
خلاصه ، یارا اصلی تیم که نبودن هیچ ، یارا ذخیره هم نبودن ، نصفه ترکیب ، حرفه شون یه چیز دیگه بود که اومدنو بازی کردن ( اینو جهت توجه اون عده گفتم ، که بعد بازی گفتن ، چهارمی ها همینن ؟ )
اما هرجوری که بود با نتیجه 3 -2 اولی ها رو شکست دادیم و به دور بعد رفتیم
هرچند بردمون خفیف بود اما ، ترکیب اصلی حاضر نبود
به هر حال
به همه بچه ها 401 تبریک میگم ، ایشالا تو باز ی ها بعد اقتدارو نشونشون میدیم .
 این دست واسه همه بازیکنا تیم
دوباره برد هم به همه بچه ها 401 و همچنین طرفدارن گل ریش سفید تبریک میگم

خوب دیدین چه قدر ورزش کردیم امروز ؟ از اول صبح با دو ماراتون و رقصو و فوتبال و ... ( از گفتن ورزشا دیگه معذوریم
)



به احتمال زیاد آپ بعدی هم یه آپ تصویری باشه ، که به زودی هم انجام میشه

تا یه روز دیگه ، یه پست دیگه ، یه نظر دیگه ، تو بخش نظرات همین پست منتظرتونم


بوووس واسه اون یکی لپتون که جا مونده بود

بدرووووووووووووووود




طبقه بندی: دست نوشته های ما، 

              نظرات ()
 
 
 
نمایش نظرات 1 تا 30

 
.:  کلیه حقوق این سایت متعلق به ریش سفید علامه می باشد © :.