تبلیغات
>> ریش سفید علامه - این بار ، حسام آر دی !!!
چهارمی با غیرت ، حمایت حمایت

نگارش در تاریخ چهارشنبه 19 آبان 1389 توسط کورش

سلام به دوستای گلم

داستان امروزمون درباره کسیه که این چند روز خیلی بد شانسی اورده بیچاره
با مشخص شدن پابرجا بودن کنکور  و دعا خوندن سر صف و ... بدبختیاش تموم نشد و یه اتفاق بدتر دو روز پیش واسش پیش اومد .

بله ، بعد از اسی سوزوکی و اون سمندیه
 این بار نوبت حسام خان بود که به حسام آر دی ( RD ) تبدیل بشه

به قول بعضی از بچه ها :

یاقوت سبز پر پر شد

شاید شما حسام آر دی رو بشناسید اما اگه خودش هم نشناسید به احتمال زیاد یاقوت سبز رو میشناسید .

همون * آر دی ای * که
با اون شیشه های دودیش همه کوچه پس کوچه های ممکو و هزار و ... فتح کرده بود و  شاید خیلی از شماها هم توش نشسته باشین   ، متاسفانه دو روز پیش در یک حادثه دلخراش ، دار فانی رو وداع گفت  .

البته یه دوگانگی هم در سطح شهر به وجود اومده که یه عده معتقدا حسام بدبخت او زمان خونه بوده و داداشش این دسته گل رو به آب داده


همکار خویم محمد خان یه مصاحبه ای هم با جناب حسام آردی داشتن که این مصاحبه رو از زبون خودشون واستون میذارم :

خودم : سلام آقای حسام شوماخر 

جواب :سلام 

خودم: حال شما خوبه یا تصادفیه !!!!

جواب :والا هنوز دربارش فکر نکردم یه چند لحظه بزارمون تا بگمت 

آها  فهمیدم  بد نیستم حالا به تو چه مگه دکتری !!!؟

خودم : من نه 

جواب :خوب تو بیجا میکنی حال منوبپرسی !!!

خودم : حالا مگه چی شده  بیا بزنمون 

جواب : خو بیا تا بزنم دیگه 

خودم : بابا غلط کردم .....

جواب : دفعه آخرت باشه 

خودم : باشه حالا بزار یه سوال دیگه بپرسم  چی شد که اینطور شد 

جواب : چی چطور شد ؟

خودم : همین دیگه  ماجرای تصادفو اینا .....

جواب : مگه پلیسی ؟ مگه  به تو زدم ؟ آخه چرا دنبال سوژه میگردی بزاریش تو ریش سفید ها ؟

خودم : آخه ما هم باید حقوق بگیرم دیگه مجبوریم از این سوالات بپرسیم .

جواب : باشه حالا میگم . بابا ما اومدیم سبقت بگیریم از یه 206  تو حین سبقت که سر پیچ بودم حواسم به اونور پیچ نبود این پرایده یه هو جلوم در اومد ترمز گرفتم فرمون قفل کرد و زدم به پرایده .

خودم : شما چقدر سرعت داشتید ؟

جواب : والا من سرعتی نداشتم 40 تا 50 کیلومتر ( منظورش 140 تا 150 کیلومتره)

خودم : طرف چیزیش نشد ؟

جواب : نه فقط یه خورده پاش ضربه دید .

خودم : ماشین ها چی شد ؟

جواب : والا هر دوتا داغون شدن . مال خودمون که به .....رفت . مال اون بد بخت رو به .....بردم.

خودم: حالا چی میشه ؟ میکننت تو زندان یا تو زندان میکننت ؟

جواب : آقای ممد خان تو انگار جواب مسابقه رو میخوای بدی ها ! نه ؟( بچه های علامه خوب میدونن جواب مسابقه چیه )

خودم : بابا غلط کردم بی خیال 

خودم :  کلام آخر 

جواب : به خدا پشیمونم . نگیر. بت میگم فیلم نگیر ..... آقا گاز ندید .سرعت نرید میشید مثل من . هم ماشین از دستتون میره . هم از اون ور باباهه پدرتون رو در میاره .....من دیگه حرفی ندارم

خوب دیدید صحبتای  حسام شوماخر رو البته ایشون یکمی جزییات رو سانسور کردن . ولی ما به همینجا بسنده میکنیم ( آخه بعدش تو مدرسه میاد خفتمون میکنه ) 




اینم عکس لحظه ی دست و پنجه گرم کردن یاقوت سبز با خیابونای ممکو 



http://koorosh123.persiangig.com/image/new_folder/yaghoote%20sabz.jpg

خدا رحمتش کنه ، ماشین خوبی بود ، خیلی ها رو رسوند






طبقه بندی: دست نوشته های ما،  سوژه تصویری، 

              نظرات ()
 
 
 
نمایش نظرات 1 تا 30

 
.:  کلیه حقوق این سایت متعلق به ریش سفید علامه می باشد © :.