تبلیغات
>> ریش سفید علامه - مدرسه مثل زندان نمیخوایم ، نمیخوایم
چهارمی با غیرت ، حمایت حمایت

نگارش در تاریخ دوشنبه 30 فروردین 1389 توسط کورش

http://shaadi.persiangig.com/image/Copy%20of%20zendani.ghaleb.bmp

سلام بچه ها.ایشالا که حالتون خوب باشه. امروز میخوام یه سری حوادث رو بگم که امیدوارم مثل بخش دوربین نود که ورزشگاه های نیمه کاره رو نشون میده و دفعه بعد هم ساخته شدشون رو نشون میده این پست هم کارساز باشه و دفعه بعد هر چند سال دیگه تموم شد اما واسه بعدا اصلاح شدش رو ما هم به شما بگیم.
از کلاس خودمون و بچه های خودمون شروع میکنم که سال تموم شد و تروریست معلوم نشد به دفتر مدرسه هم تبریک میگم که شخص نفوذی خوبی پیدا کردن،بچه ها با تمام پایگیشون بعضی وقتها هم چکارا که نمیکنن.نمونش همین دو روز پیش که زنگ چهارم بود بارون هم می بارید ، داشتیم درس گوش می دادیم که دیدیم یه پرنده ی خدا نشناسی بالا سرمون داره می چرخه و پرواز میکنه.فکر کنم فیلمش هم گرفته شد (اگه فیلمی باشه و بشه که بعید میدونم فیلمشو واستون میذارم اما اگه نذاشتم قول میدم بعد امتحانات ترم بذارم).دقت که کردین، این واقعه ی شوم زنگ چهارم بود.زنگ می خوره ، دم در کلاسمون معاون مدرسه ایستاده.معاون:فلانی و بهمانی بیاین دم دفتر. فلانی و بهمانی : آقا چی شده ؟ معاون : گوشی هاتون رو بدین ، فیلم کو؟ خلاصه حالا معاونمون درسته گیر زیاد میده ولی کلا چیزی تو دلش نیست و به خاطر مسئولیتش البته بعضی وقتا هم جو کارگاه بازی میگیرتشا.بگذریم ، خلاصه بزرگواری کرد و گوشی ها رو نگرفت رفت و فردای اونروز اومد هر 10 دقه از یکی داشت بازجویی میکرد. طبق گفته ی مضنونین چنان از همه چی مطلع بود که منی که تو کلاس بودم به اون اندازه نمیدونم.

تو مدرسه ی ما البته انگار همه ی مدرسه های غیر انتفاعی باید به زور پول کتاب هایی که نمیخوایم رو بپردازیم.من نمیدونم چرا این مدرسه های غیر انتفاعی با هم متحد نمی شن به جای اینکه از بچه هاشون دفاع کنن به باند بزرگ مرآت کمک میکنن که پول مفت از ما بگیره.آزموناش که اجباره کتاباش هم که میذارن جلو آدم 2 ماه بعد میگن پولش رو بیارین خود کتاب هم پس نمیگیرن من که خودم کتابامو سالم تر از روز اولش دارم.به هر حال غیر انتفاعی یعنی مرآت و پول بی زبون .

اینم مطلب آخرم واسه امروز ، اول سال به ما یه برگه ی انظباطی دادن که هنجارها و ناهنجارها رو توش نوشته بود از ما امضا هم به خاطرش گرفتن. حالا یه بندش این بود که پوشیدن شلوار لی ساده مجاز است. یه تعدادی بی جنبه بازی در اوردن. حالا به جای اینکه با اون بی جنبه ها فقط برخورد کنن گفتن کلا هیشکی دیگه حق پوشیدن شلواری جز پارچه ای نداره.وضع خیلی بهتر شد اما همین الانش هم یه عده ای هستن که شلوارهای جلف می پوشن از لی هم بدتر اما چیزی بهشون نمیگن اون هم فقط به خاطر اینکه دست به شلوار میزنن میگن این جنسش پارچست اشکال نداره. من نمی فهمم مگه شلوار لی از گونی درست شده ؟ یا اینا با چیزی جز پارچه مشکل دارن و کار به جلف بودن و نبودنش ندارن؟
 دیگه واسه امروز بسه سرتون هم درد اوردم ولی در آخر هم بگم مدرسمون جدا از این چیزایی که من به نمایندگی بقیه روشون زوم کردم نکات خوب هم داره و بابت اونا هم تشکر میکنم که نگن فقط نیمه خالی لیوان رو دید و  درباره اونا بحث نکرد، اگه من این چیزا رو گفتم به خاطر اصلاحشون بود، چون چیزای خوب که نیازی به اصلاح ندارن و بهتره همین جور باقی بمونن بازم بابت نکات خوب تشکر میکنم. امیدوارم هم اگه هر مطلبی راجع به این پست دارین همین جا اعلام کنید و به جاهای دیگه ختم نشه.
یا علی قربون همتون ......




طبقه بندی: دست نوشته های ما، 

              نظرات ()